# شاهین_شمیزانی

لاک پشت

پشتش‌سنگین‌بود و جاده‌های‌دنیا طولانی. می‌دانست که‌همیشه‌جز اندکی‌از بسیار را نخواهد رفت. آهسته آهسته‌می‌خزید، دشوار و کُند و دورها همیشه‌دور بود. ... ادامه مطلب
/ 16 نظر / 10 بازدید

تسکین

هوای تو داره دنیام‌و می‌گیره من از این اتفاقِ تازه خوشحالم نفس‌های من‌و عطر تو پر کرده‌ از این احساس، بی‌اندازه خوشحالم    کنارت راه ... ادامه مطلب
/ 1 نظر / 14 بازدید