آینده

همیشه آخر قصه یکی راهی شده رفته 
یکی مبهوته و یاد روزای رفته می‌افته 

نه اون که میره می‌خواد و نه اینکه مونده می‌خنده 
شاید این جوری قسمت بود، چی میشه بی تو آینده 

 

چی میشه بی تو روزایی که هر لحظه‌ش یه دنیا بود 
نمیشه بی تو خندید و نمیشه فکر فردا بود 

تموم لحظه‌هام آهِ خیال با تو بودن شد 
چه روزایی که پژمرد و چه رویایی که پرپر شد 

یه عمره با خودم تنها ولی سخت میشه عادت کرد 
نمیشه رفته باشی تو، نمیشه اینو باور کرد 

خیابونای تاریک و یه از خود بیخود شبگرد 
یه مشت رویای تو خالی، همه دلتنگتن برگرد 

چی میشه بی تو روزایی که هر لحظه‌ش یه دنیا بود 
نمیشه بی تو خندید و نمیشه فکر فردا بود 

تموم لحظه‌هام آهِ خیال با تو بودن شد 
چه روزایی که پژمرد و چه رویایی که پرپر شد

/ 7 نظر / 13 بازدید
باران

دوست داشتن کسی که شما رو دوست نداره مثل بغل کردن کاکتوس می مونه … هرچی محکم تر بغل کنی بیشتر آسیب میبینی …آاااااپم

امین

داداش اگه میشه ادرس وبلاگتو برام بفرست

bahar

خیلی قشنگ بود[گل]

پروانه

داشتم عکسای گوشیمو نگاه می کردم ،رسیدم به یه عکس که روش نوشته بود : ... چه آسان می توان از یادها رفت ... واقعا چه آسان از یادت رفتم.......

پاییزسبز

دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است هیچ کاری با ما ندارد خوابمان برد بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردها یش شده ایم حسین پناهی

فاطمه

اورین اورین جابل انگیز ناک بود[وحشتناک]