دلنوشته های امیر

دلنوشته ها

♥به نام تنها خالق هستی

هیچی فقط برو بخون خودتون متوجه می شین

برای خواندن ادامه مطلب بروید


تمام شب ها انجا

میان سینه ی پراز دردم...

 کسی از نومیدی و ترس نفس نفس میزد

 کسی که تو را میخواست


 نوازشت را گرمای تنت را بوسه ایه داغت را

 اما دو دست سیاه تو راپس زد

بعد تو تمام شب هایم انجا نشستم

 زشاخه های درختان سبز

 سیاهی و غم فرومیرخت

از چشمان من همچون جویباری روان اشک و خون

 میریخت

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/٩ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ توسط شاهین شمیرانی| نظرات ()


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست



قالب وبلاگ - آف چی | لوک پستیو - درب iranarchitects - سپهر نما